چالشهای ذهنی نظریه موج الیوت در بازار بیت کوین ؛ آیا این روش قابل اعتماد است؟
به گزارش مالی3، نظریه موج الیوت روشی است که برای تحلیل و پیشبینی روند قیمتها و بازارها، به ویژه در بورس و اقتصاد، استفاده میشود. این نظریه بر این اعتقاد است که روند حرکت قیمتها به شکل الگوهای موجی قابل پیشبینی است. به عبارت دیگر، آن یک روش ساختاری برای تحلیل بازارها و روند قیمتهاست که تلاش دارد تا الگوهای تکراری در نمودارهای قیمتها و بازارها را شناسایی کند.
وقتی این رویکرد را به بیت کوین، که یک رمزارز دیجیتال و جهانی است، اعمال کنیم، ممکن است ببینیم که موجهای نظریه الیوت تا حدودی بر روند نوسانات و قیمتهای آن تاثیر گذار است. با این حال، باید توجه داشت که بیتکوین، به دلیل ویژگیهای خاص خود، از جمله عدم تنظیم دولتی و انحصاری بودن، قابلیتهای زیادی برای نوسانات قیمت دارد که ممکن است باعث ناپایداری قیمت آن شود.
در نتیجه، هرچند که نظریه موج الیوت برای تحلیل قیمت بیتکوین میتواند کمک کننده باشد اما بیت کوین به دلیل خصوصیات خود ممکن است بر روی الگوهای موجی مصنوعی تاثیر منفی گذارد و در نتیجه باعث ناپایداری قیمت آن شود.
با استفاده از تئوری موج الیوت برای حرکت در چرخه های بیت کوین
با کاوش در ابزارهای اساسی مانند نوسان سازها ، میانگین حرکت و اصلاح فیبوناچی ، زمان آن رسیده است که برای تجزیه و تحلیل قیمت بیت کوین به تئوری موج الیوت بپردازیم. این روش تجزیه و تحلیل فنی پیشرفته بر شناسایی الگوهای مکرر قیمت یا “امواج” که توسط روانشناسی بازار هدایت می شود ، متمرکز است. درک موج الیوت یک لنز منحصر به فرد برای پیش بینی چرخه های بی ثبات بیت کوین و معکوس های بالقوه با نقشه برداری از تکانه های متمایز و ساختارهای موج اصلاحی آن ارائه می دهد.
نظریه موج الیوت ، که توسط حسابدار رالف نلسون الیوت در دهه 1930 تهیه شده است ، یک روش تحلیل فنی است که بر اساس این مشاهده است که روانشناسی جمعیت بازارهای مالی را در چرخه های قابل پیش بینی و تکراری هدایت می کند. الیوت که به دلیل بیماری مجبور به بازنشستگی شد ، چندین دهه از داده های بازار سهام را مورد مطالعه قرار داد و نتیجه گرفت که قیمت ها در الگوهای متمایز و فراکتالی حرکت می کنند که نشان دهنده نوسانات بین خوش بینی و بدبینی است. وی یافته های خود را در “اصل موج” منتشر شده در سال 1938 شرح داد.
تئوری دو نوع موج اصلی به امواج Impulse میپردازد که از پنج موج اصلی تشکیل شدهاند. این پنج موج به ترتیب با شمارههای 1، 2، 3، 4 و 5 شناخته میشوند. امواج 1، 3 و 5 روند اصلی حرکت را پیش میبرند و در جهت روند اصلی حرکت میکنند، در حالی که امواج 2 و 4 بازتاب های کوچکتری را نشان میدهند.
مردم ایران روز یکشنبه با شهادت دختری چهل و هشت ساله به نام «فاطمه محمدی» در شهرستان آمل در استان مازندران روبرو شدند. این دختر به دلیل اصابت تیر شلیکی از سوی نیروهای انتظامی در حال حضور در راهپیمایی آیتالله بهجتزنجانی و حاج آبپاسا برای همباوری در محافل مذهبی درگیر شده بود. وزارت کشور در خصوص این حادثه اعلامیهای صادر کرده است. افشاگری ماجرای شهادت این دختر کارآگاهان را به نیمه راه پیشانی کرد و بار دیگر از قوه قضاییه، انتظار سریع انجام دادن تحقیقات نمایند. این خبر در فضای مجازی و پیام رسانهای ایرانی بسیار توجه و عصبانیت برانگیز بوده و شهروندان خواستها و نگرانیهایشان را در این خصوص اعلام کردهاند. حزب الله ایران از نظر های واکنش خود نسبت به این حادثه صحبت خواهد کرد.
امواج اصلاحی شامل سه موج مختلفی است که با برچسب A، B، C شناخته میشوند و در مسیر حرکت اصلی حرکت میکنند و به عنوان وقفههایی برای روند اصلی عمل میکنند. این امواج دارای ماهیت فراکتالی هستند، یعنی ساختارهای اصلی آنها – شامل پنج موج اصلی به همراه سه موج اصلاحی – در بازارهای مختلفی، اعم از بازار گاونری یا بازار خرسی، تکرار میشوند. این تکرار از نمودارهای دقیقهای تا نمودارهای چند دههای قابل مشاهده است.
تحلیلگران
بسیاری از روابط میان طول موجهای روندها، که به نسبت فیبوناچی تعیین شدهاند (مثل ۳۸٪، ۵۰٪ یا ۶۲٪ عقب نشینی)، در بازارهای مالی معقول به نظر میرسند. این ترکیبات معمولاً در بازار بیتکوین و حرکات چرخهای آن قابل مشاهده است. نوسانات قیمتها برگرفته از الگوهای مشخص، باعث میشود نظریه موجهای الیوت به یک مورد متداول جهت تحلیل تکنیکال تبدیل شود. تاجران از این تئوری برای شناسایی جهتهای ممکن برای روند، نقاط ادامه و معکوس در نمودارهای قیمت ارزهای دیجیتالی استفاده میکنند.
تجارت بیتکوین از تئوری موج الیوت برای پیشبینی روند قیمت استفاده میکند. ابتدا، معاملهگران نمونههای اصلی روند را تعیین میکنند – آیا بیتکوین در حال رشد است (صعودی) یا کاهش (نزولی). این معیار به آنها کمک میکند تا امواج را تشخیص دهند.
مرحله بعد، مرحله اصلی برچسبگذاری موجها بر اساس موقعیت و خصوصیات آنها رو به پیشرفته است. به عنوان مثال، در یک صعود، معاملهگران الگوی پنج موج صعودی را (1-2-3-4-5) دنبال میکنند و منتظرند که بوسیله یک الگوی اصلاحی سه موجی به سمت پایین (A-B-C) پیش بروند. این مفهوم در یک روند نزولی نیز قابلاعمال است.
- موج 1: یک حرکت اولیه متوسط ، که اغلب از یک نقطه پایین با مشارکت محدود بازار شروع می شود.
- موج 2: بازپرداختی که برخی از دستاوردهای موج 1 را دور می کند اما از نقطه شروع آن تجاوز نمی کند.
- موج 3: معمولاً قوی ترین ، طولانی ترین و بالاترین موج موج در دنباله.
- موج 4: تصحیحی که به طور معمول با قلمرو قیمت موج 1 همپوشانی ندارد.
- موج 5: فشار نهایی در جهت روند ، اغلب نشان دهنده حرکت ضعیف تر یا واگرایی است.
- موج A: اولین پا را در تصحیح پس از صعود (یا بعد از پایین آمدن) پایین می آورد.
- موج B: بهبودی جزئی ، که اغلب به عنوان “تظاهرات مکنده” دیده می شود.
- موج C: به طور معمول قویترین پا تصحیح ، که اغلب بیش از موج A کم است.
معامله گران بیت کوین از این شناسایی موج برای مشاهده نقاط ورود و خروج بالقوه استفاده می کنند. استراتژی های متداول شامل جستجوی فرصت های ورود در طول کشش موج 2 یا موج 4 در یک الگوی ضربان بالایی است ، با هدف سرمایه گذاری در حرکات قوی پیش بینی شده موج 3 یا موج 5. معامله گران اغلب خروج از موقعیت های طولانی را به عنوان بلوغ موج 5 یا هنگامی که الگوی اصلاحی A-B-C شروع می شود ، در نظر می گیرند. در مقابل ، امواج اصلاحی (A-B-C) احتیاط سیگنال برای موقعیت های پیروی از روند.
تجزیه و تحلیل
معمولاً تحلیل الگوی ضربان پنج موج در بازار بیت کوین، شامل بررسی چندین بازه زمانی مختلف است. این الگو ممکن است در نمودارهای هفتگی قابل مشاهده باشد ولی ممکن است الگوهای کوچکتر و کاملتری از این الگو در نمودارهای روزانه یا ساعتی نیز وجود داشته باشد. این تحلیل چند مقیاسی به معاملهگران کمک میکند تا استراتژیهای خود را با رویکردهای زمانی مختلف هماهنگ کرده و بهبود بخشند.
قوانین کلیدی به حفظ سازگاری در شمارش موج کمک می کند: موج 2 نمی تواند بیش از 100 ٪ موج 1 را بازیابی کند. موج 3 نمی تواند کوتاهترین در بین امواج 1 ، 3 و 5 باشد. و موج 4 نباید با قلمرو قیمت موج 1 همپوشانی داشته باشد. نقض این قوانین اصلی تعداد موج را باطل می کند.
با این حال ، استفاده از تئوری موج الیوت به طور موثری نیاز به تمرین قابل توجهی دارد. این تفسیر می تواند ذهنی باشد و تحلیلگران مختلفی را برای دیدن تعداد موج های مختلف در همان نمودار بیت کوین سوق دهد. ماهیت احتمالی آن ، به جای قطعی ، به معنای این است که امکاناتی را نشان می دهد ، نه اطمینان.
بنابراین، به معاملهگران بیتکوین توصیه میشود که به طور کلی از تجزیه و تحلیل موج الیوت در ارتباط با سایر شاخصهای فنی مثل متوسطهای حرکت، نوسانسازها مانند شاخص قدرت نسبی (RSI) یا تحلیل حجم برای تأیید سیگنالها و بهبود تصمیمگیری استفاده کنند. این چارچوب برای درک ساختار بازار و روانشناسی فراهم میکند، اما کاربرد آن نیاز به مهارت و مدیریت ریسک انضباطی دارد، به خصوص در بازارهای رمزارزی که به طور سریع حرکت میکند.
همانطور که قبلاً نیز اشاره شد ، یکی از مشکلات ذاتی با نظریه موج الیوت در ماهیت عمیقاً ذهنی آن نهفته است – اشاره به اینکه جایی که یک موج نتیجه می گیرد و دیگری شروع می شود ، اغلب موضوع تفسیر است نه دقت تجربی. با توجه به اینکه بازارهای مالی به راحتی برچسب گذاری نمی شوند ، معامله گران در هنگام شمارش امواج به تشخیص الگوی ، استنباط متنی و اختیار فردی می پردازند-فرایندی که غالباً مشاجره می کند ، حتی در بین تحلیلگران فصلی ، با برخی منتقدین ، کل نظریه را کمی بیشتر از ثروت مالی اعلام می کنند.

نظرات کاربران