انتقاد صریح بنیان‌گذار اتریوم از DeFi؛ تمرکز بر آنچه واقعاً مهم است

انتقاد صریح بنیان‌گذار اتریوم از DeFi؛ تمرکز بر آنچه واقعاً مهم است
0

انتقاد صریح بنیان‌گذار اتریوم از DeFi؛ تمرکز بر آنچه واقعاً مهم است

به گزارش مالی3، ویتالیک بوترین، بنیان‌گذار اتریوم، به‌همراه تحلیلگر شناخته‌شده حوزه رمزارز با نام c-node، بار دیگر بحث درباره ماهیت واقعی تأمین مالی غیرمتمرکز یا DeFi را داغ کرده‌اند. این دو چهره تأثیرگذار صنعت کریپتو معتقدند بخش بزرگی از آنچه امروز تحت عنوان DeFi تبلیغ می‌شود، از اهداف اصلی این مفهوم فاصله گرفته است.

به گفته این کارشناسان، مشکل اصلی DeFi مدرن آن است که تمرکز آن بیش از حد بر بازده‌های کوتاه‌مدت و فعالیت‌های سوداگرانه قرار گرفته و کمتر به توسعه زیرساخت‌های مالی واقعاً غیرمتمرکز توجه می‌شود. c-node در این‌باره تأکید کرده است که استفاده از DeFi تنها زمانی معنا دارد که کاربران بخواهند بدون واگذاری حضانت دارایی‌های خود، به خدمات مالی دسترسی پیدا کنند.

او بسیاری از استراتژی‌های رایج کسب سود، مانند سپرده‌گذاری استیبل‌کوین‌هایی نظیر USDC در پروتکل‌های وام‌دهی، را فاقد نوآوری واقعی دانسته و آن‌ها را تقلیدی سطحی از موفقیت‌های اولیه DeFi اتریوم توصیف کرده است. به اعتقاد او، این مدل‌ها بدون در نظر گرفتن بنیان‌های ایدئولوژیک DeFi، صرفاً ظاهر آن را بازتولید می‌کنند.

این تحلیلگر همچنین اشاره کرده است که بلاک‌چین‌های غیراتریومی در تکرار موفقیت DeFi با چالش مواجه‌اند، زیرا پذیرندگان اولیه اتریوم به‌طور جدی به اصل «خودنگهداری دارایی» متعهد بودند. در مقابل، بسیاری از اکوسیستم‌های جدیدتر تحت نفوذ سرمایه‌گذاران خطرپذیر و ساختارهای مبتنی بر متولیان نهادی شکل گرفته‌اند.

در واکنش به این دیدگاه، ویتالیک بوترین چارچوب گسترده‌تری برای تعریف DeFi واقعی ارائه داد. او معتقد است استیبل‌کوین‌های الگوریتمی، به‌ویژه آن‌هایی که بیش‌ازحد وثیقه‌گذاری شده‌اند یا ریسک طرف مقابل را به‌صورت غیرمتمرکز توزیع می‌کنند، می‌توانند مصداق DeFi واقعی باشند. به گفته بوترین، حتی اگر بخش عمده نقدینگی از سوی بازیگران متمرکز تأمین شود، امکان حذف ریسک طرف مقابل همچنان یک مزیت بنیادین محسوب می‌شود.

بوترین همچنین به‌شدت از استفاده گسترده استیبل‌کوین‌های متمرکز در پروتکل‌های وام‌دهی انتقاد کرد و گفت صرف واریز دارایی‌های متمرکز به قراردادهای هوشمند، لزوماً به معنای تحقق اهداف DeFi نیست. او چشم‌اندازی بلندمدت‌تر را ترسیم کرد که در آن سیستم مالی از وابستگی به دلار فاصله گرفته و به سمت واحدهای حساب متنوع با پشتوانه وثیقه‌های غیرمتمرکز حرکت می‌کند.

این اظهارات، شکاف ایدئولوژیکی عمیقی را در فضای کریپتو برجسته می‌کند. از یک سو، DeFi به‌عنوان ابزاری برای افزایش کارایی سرمایه و کسب سود بدون واگذاری حضانت دیده می‌شود. از سوی دیگر، گروهی آن را بنیان یک نظام مالی جدید می‌دانند که می‌تواند با تمرکززدایی و توزیع ریسک، ساختار مالی جهانی را متحول کند.

واکنش‌ها به این بحث نیز دوگانه بوده است. برخی معتقدند استفاده از DeFi حتی با دارایی‌های متمرکز هم می‌تواند واسطه‌ها را کاهش داده و ریسک‌های سیستمی را محدود کند. در مقابل، طرفداران دیدگاه سخت‌گیرانه‌تر پیش‌بینی می‌کنند که در نهایت، بازار به سمت پروتکل‌هایی متمایل خواهد شد که خودنگهداری و تمرکززدایی واقعی را در اولویت قرار می‌دهند.

در نهایت، این مناظره می‌تواند مسیر مرحله بعدی نوآوری در صنعت کریپتو را مشخص کند. با نزدیک شدن DeFi به دهه دوم عمر خود، تمرکز بحث‌ها دیگر صرفاً بر نقدینگی و بازده نیست، بلکه بر اصول بنیادینی چون حضانت، تمرکززدایی و توزیع ریسک استوار شده است؛ اصولی که تعیین خواهند کرد آیا DeFi می‌تواند جایگزینی واقعی برای نظام مالی سنتی باشد یا صرفاً ابزاری پیچیده برای معامله‌گران باقی بماند.


بیشتر بخوانید:

اشتراک گذاری

Profile Picture
نوشته شده توسط:

ارمان محمدی

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *